چطور بدون دردسر ” نه ” بگوییم ؟!

 

همه ما می‌دانیم که باید خیلی بیشتر از اینها به آدم های اطرافمان” نه ” بگوییم اما این کار را انجام نمی دهیم به خاطر همین هزینه اش را بیش از حد پرداخت می‌کنیم.

ما می دانیم که چه زمانی باید بگوییم ”  ” اما به جای آن  ” بله  ” می گوییم  حتی وقتی که منظورمان اصلاً آن نیست!

به گفته روانشناسان این اتفاق در مرکز پردازش عاطفی مغز شما که نامش آمیگدال می‌باشد اتفاق می‌افتد.

زمانی که از شما درخواستی می شود که از لحاظ عاطفی درگیری ذهنی پیدا می کنید  در مغز شما ناهماهنگی شناختی اتفاق می افتد  و برای اینکه آن ناهماهنگی شناختی در آن قسمت مغز از بین برود مغز شما با گفتن ” بله ”  مسیر آسانی را انتخاب می‌کند و درد و ناراحتی را از این ناهماهنگی شناختی به پایان می برد.

اما مسیر آسان عواقب فاجعه‌آمیز دارد زیرا همه ما آگاه هستیم که در آن لحظه مرز بین گفتن نه و بله به اندازه عرض یک مو می باشدکه متاسفانه ما از لحاظ روانشناختی به سمت عمل غیرمنطقی برانگیخته می شویم که اگر آن را درست یاد بگیریم گفتن  “نه ” از جمله ساده ترین کارها خواهد شد.

با برخی تکنیک های نه گفتم آشنا شوید :

1- از جمله “من نمیکنم ” به جای “من نمی توانم ”  استفاده کنید!

شرایطی را در نظر بگیرید که سیگار را ترک کرده و شخصی به شما پیشنهاد کشیدن سیگار می دهد.

اگر بگوید که من نمی توانم سیگار بکشم یعنی در موقعیت بسیار ضعیف قرار گرفته اید یعنی اینکه برای خود در حال دلسوزی هستید یعنی که دارید به خودتان ترحم می کنید ولی اگر بگوید ” من نمی کنم  ” شما کنترل اوضاع را در دست گرفته اید شما به خود یادآوری می کنید که تصمیمی اتخاذ کرده اید که سیگار نکشید و باید به تصمیم خود پایبند باشید.

ماجرای من نمیکنم می تواند ابزار ارزشمندی برای نادیده گرفتن دیگران و مستقل عمل کردن باشد.

گفتن من این کار را نمی کنم مقاومت در برابر وسوسه را بسیار ساده تر می کند از طرفی ما خودمان را توانمندتر می سازیم که برای دستیابی به اهداف خود کارها را آسانتر انجام دهیم . شما یک خط مشی دارید و به آن پایبند هستید .

2- مقاومت در برابر لحظه تنش !

پیتر هالینز در کتاب عالی  روانشناسی تریگر خاطرنشان می کند که سخت ترین زمان نه گفتن درست بعد از گفتن نه شروع شود آنوقت که می‌خواهید به طرف مقابل تان کمک کنید.می خواهید بیشتر صحبت کنید یا هر کاری انجام بدهید تا تنشی را که به خاطر گفتن نه ایجاد کرده‌اید کاهش دهید.

این دوباره کشاندن مغز برای طی کردن مسیر آسان است ما گفتیم نه اما بعد از آن می‌خواهیم تنش را کاهش دهیم و در نهایت کار ما به گفتن بلهخاتمهمی یابد و در آخر کار کاری را انجام می‌دهیم که نمی خواستیم انجام دهیم.

هنگام گفتن نه به یاد داشته باشید که دیگر نیازی به آوردن بهانه نیست. آن را کوتاه و ساده نگه دارید و در مورد جزئیات بیشتر توضیح ندهید هرچه بیشتر جزئیات ارائه کنید لکنت زبان شما بیشتر خواهد شد. احساس نکنید که مجبورید یک جایگزین یا چیز دیگری که می تواند نیاز او را جبران کند به او بگویید.

توضیح بیشتر لازم نیست به یاد داشته باشید که نه می تواند یک جمله کامل باشد فقط باید در برابر این لحظه تنش مقاومت کنید و بعدا احساس بهتری خواهید داشت

3- طعمه و سوئیچ !

اگر نمی توانید به صورت صریح بگویید نه یا قادر به مقاومت در برابر لحظات تنش بعد از آن نیستید این گزینه می تواند برای شما مفید باشد شما می‌توانید بگویید من این کار را نمی‌کنم اما می‌توانم این کار را انجام دهم :  مثال

من سیگار نمیکشم اما می توانم شما را همراهی کنم.

من آخراین هفته کار دارم اما مطمئنا می توانم هفته آینده با شما باشم.

من درگیر کارهای خودم هستم اما اگر در جایی گیر کرده باشید می توانید با من مشورت کنید.

در اینجا شما می گویید نه اما در عوض یک پیشنهاد کوچک ارائه می دهید این پیشنهاد ممکن است پذیرفته شود یا نشود. حالا این دیگر به مخاطب شما بستگی دارد که بپذیرد یا نپذیرد.

اکثرموارد مردم از اینجا به بعد برای شما مشکلی بیشتری ایجاد نمی‌کنند. زیبایی این رویکرد این است که شما را از تعهد آزاد می کند گذشته از همه شما می‌گویید  بله ولی به چیزی متفاوت از آن چیزی که خواسته شده است و هیچکس شما را نمی تواند زیر سوال ببرد.

4- آن را شخصی نکنید !

بگذارید مجدداً مثال سیگار را بزنیم دوست شما یک سیگار به شما پیشنهاد می کند و شما می گویید نه ولی بعد از آن احساس وحشت می کنید.  تمام آن روز به این فکر می‌کنید که او درباره من چه فکری خواهد کرد .  آیا من به او صدمه رسانده ام  و غیره

نکته اینجاست که شما نباید این مسئله را اینقدر شخصی کنید دوست شما برای شما عزیز است و نه گفتن شما به هیچ وجه آن معادله را تغییر نمی‌دهد آنچه تغییر کرده است آن وضعیت خاص است او می‌خواهد به شما سیگار تعارف کند و شما نمی‌خواهید .شما دوستی خود را رد نمی کنید شما فقط در شرایط خاص  آن عادت بد را رد می کنید.

5- همه چیز را سوال کنید !

دوست شما  اصرار دارد که سیگار کشیدن ذهن را آرام می‌کند و همچنین این کار باعث افزایش قدرت تمرکز او و چیزهای دیگر می‌شود!

از او مستقیماً در مورد اعتقاد خود سوال کنید چطور او می داند که استعمال سیگار برای تمرکز مفید است منابع او چیست؟  آیا او یک نمونه زنده برای تایید عقیده خود دارد؟

سوال کنید تا زمانی که او اعتراف کند چیزی وجود دارد که نمی تواند جوابش را به شما بدهد و این کار را  مدام انجام بدهید تا در آخر بگوید :  هر کسی حق داره نظر خودش را داشته باشد.  وقتی این عبارت را شنیدید زمانی است که در بحث برنده شده اید!

گفتن نه مهارت ارزشمندی است اگر یاد بگیرید که کی نه بگویید می توانید زندگی و زمان خود را کنترل کنید.

اگر درست  نه گفتن را یاد بگیرید شما قادر خواهید بود از تنش و اتفاقات ناخوشایند دوری کنید.

زندگی که در آن چیزی وجود ندارد زندگی شخصی شما نیست،  این زندگی است که برای افراد دیگر انجام می دهید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *