چرا نباید یک فیل را کامل خورد؟!

تغییر رفتار طولانی‌مدت، یکی از سخت‌ترین چالش‌هایی است که می‌توان با آن روبرو شد!

تغییر رفتار یک چالش خود مهندسی است با مصالح اندک!

 من در مورد تغییر طولانی‌مدت و پایدار صحبت می‌کنم، نه وقفه‌های کوتاه که قبل از وقوع یک تغییر واقعی صورت می‌پذیرد.

 این تغییر شامل رژیم‌های غذایی، ورزش، عادت‌های بد، وابستگی به هر چیز یا هر چیز دیگری است.

تغییر رفتار یکی از سخت‌ترین کارهایی است که هر یک از ما تاکنون سعی در انجام آن داشته‌ایم.

در مورد اینکه چرا تغییرات پایدار بسیار دشوار می‌باشند تحقیقات زیادی وجود دارد.

 در زیر 8 مورد آن ذکر می‌شود:

1-  ما از احساسات منفی انگیزه می‌گیریم!

 اگرچه قابل‌درک است که فکر کنید احساسات منفی شدید مانند پشیمانی، شرم، ترس و گناه باید بتوانند تغییر رفتار پایدار ایجاد کنند اما درواقع برعکس این قضیه واقعیت دارد.

 احساسات منفی ممکن است ما را وادار به فکر کردن در مورد همه‌چیزهایی کند تا آن کار را انجام ندهیم یا احساس کنیم که اشتباه می‌کنیم.

اما این احساسات یک سوخت وحشتناک برای تغییراتی است که می‌خواهیم به وجود آوریم.

در یک بررسی از 129 مطالعه تغییر رفتار، مشخص شد که ترس و پشیمانی به مقدار زیاد باعث شکست استراتژی‌های تغییر مداوم می‌شود.

 تغییر واقعی  زمانی اتفاق می‌افتد که شما  احساسات مثبت، دلایل و بستر مناسبی  برای ایجاد آن داشته باشید.

2-  ما بافکر کردن به شکست گرفتار می‌شویم!

فکر کردن به شکست برای انجام یک تغییر، باعث تفکر همه‌یاهیچ می‌شود.

“من می‌خواهم تغییر کنم و اگر شکست بخورم، این بدان معنی است که من اصلاً قادر نیستم که این کار را انجام بدهم “.

اگر به تعصبات و تحریفات شناختی خود واقف باشید می‌دانید که تفکر همه‌یاهیچ باعث گرفتار شدن ماست. این تفکر ما را در موقعیت‌های بدون برنده به دام می‌اندازد، اگر واقعاً می‌خواهیم تغییر کنیم، یکی از اولین کارهایی که باید انجام دهیم این است که  تصور همه‌یاهیچ و  یا تفکر یک شکست مساوی است با همه شکست‌های آینده را از فکرمان پاک نماییم.

3-  ما سعی می‌کنیم کل فیل را بخوریم!

 تقریباً هیچ‌وقت امکان‌پذیر نیست که به‌یک‌باره تمام رفتار ما تغییر کند. هرچند با اقدامات قابل‌اندازه‌گیری باید بالاخره از جایی شروع کنیم، اما تغییرات بزرگ و مبهم باید  جای خودش را به تغییرات کوچک و خاص بدهد.

 به‌جای اینکه با خود بگویید “من باید ورزش را شروع کنم”،  بهتر است  بگویید که امشب بعد از کار 30 دقیقه در پارک پیاده‌روی می‌کنم.

 هر اقدام خاص، یک اهرم کوچک برای تغییر رفتار است و مجموعه‌ای از این اقدامات که در طول زمان انجام می‌شود منجر به تغییرات بزرگ می‌شود.

برای انجام این تغییرات بزرگ ما به اهداف عمل‌گرایانه خاصی نیاز داریم تا بتوانیم خودمان را ارزیابی کنیم اما این موارد هم باید واقع‌بینانه و خاص باشد.

4- ما از جعبه‌ابزار غافل می‌شویم!

اگر می‌خواهید ماشین خود را تعمیر کنید، به ابزارهای مناسب نیاز دارید. چرا تغییر چیزی در مورد خودمان باید متفاوت باشد؟ 

ما برای پشتیبانی از تغییرات پایدار، نیاز به اقدامات قابل‌اطمینان داریم. حداقل برای تغییر رژیم غذایی ما نیاز به آگاهی از روش‌های سالم‌تر غذا خوردن و برنامه عملی برای انجام آن داریم. 

شاید بخشی از این برنامه‌ریزی چسباندن منوی  روزانه در بالای تخت، یا روی دفترچه یادداشت تلفن  همراهتان باشد. گاهی اپلیکیشن های رژیم یا کتاب‌ها و فایل‌های یادآوری کننده به ما کمک خواهد کرد.

 برخی از این ابزارها مختص یک فرد است، درحالی‌که برخی دیگر به‌طور گسترده  توسط عموم استفاده می‌شود. همه ما به یک جعبه‌ابزار این‌چنینی برای طی کردن این مسیر طولانی نیاز داریم.

5- سعی می‌کنیم خیلی تغییر کنیم!

 اگر می‌توانید متعهد به تغییر یک رفتار بلندمدت باشید و واقعاً به آن چسبیده‌اید، قابل‌ستایش است. اما تلاش برای تغییر چندین رفتار به‌طور همزمان، راهی مطمئن برای فرستادن همه آنها به درون چاه می‌باشد. منابعی که برای ایجاد تغییر به آنها نیاز داریم بسیار محدود است؛ اراده،  توجه، خودکنترلی، انگیزه  و غیره.

تلاش برای تغییر بیش‌ازحد، غیرواقعی است و برای انجام آنها عذاب خواهیم کشید. فراموش نکنید که قسمت‌های دیگر زندگی ما در حال انجام است و ما دائماً به این منابع نیاز داریم. بنابراین حتی فقط اضافه کردن یک تعهد اضافی برای تغییر رفتار،  یک ریسک بزرگ است.

6-  ما فرایند را دست‌کم می‌گیریم!

تغییر هرگز فقط یک چیز نیست؛ چیزهای زیادی باید به هم ارتباط پیدا کند. بدیهی است تغییرات پایدار بدون روندی که همه قطعات را در نظر بگیرد اتفاق نمی‌افتد.

 گذاشتن زمان زیاد برای تغییر، ارزشمند است اما نکته مهم‌تر این است که تغییر رفتار طولانی‌مدت،  شامل  انجام مراحل مختلف است. آسان است که خودمان را گول بزنیم و باور کنیم که باید خیلی ساده باشد، اما هیچ‌چیز در مورد یک تغییر رفتار ساده نیست.

7. فراموش می‌کنیم که شکست از ملزومات موفقیت است!

حداقل یک‌بار عدم موفقیت، بخشی از روند رسیدن به موفقیت است و احتمالاً این مورد بیش از یک بار خواهد بود.

عدم موفقیت به شما نشان می‌دهد که در دور دوم و یا دور بعدی چه چیزهایی شایسته تمرکز، دقت و انرژی بیشتری است. عدم موفقیت، یک مرحله از روند است نه به‌عنوان پایان روند یا بهانه‌ای برای متوقف کردن تلاش.

8- ما تعهد نداریم!

شاید مهمترین  چیزی که از بهترین تحقیقات تغییر رفتار به دست امده است این است که اگر ما تعهدی برای انجام کاری که می خواهیم انجام دهیم نداشته باشیم این اتفاق نخواهد افتاد.

 ما به  یک “دستگاه تعهد” نیاز داریم که برایمان کاملاً مشخص کند که چه کاری را می خواهیم و چگونه باید آنرا انجام دهیم .

همه چیز بعد آن از اینجا شروع می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *